اقليم پارس از گزند مغول مصون ماند و در اين ميان گروهى از دانشمندان و شاعران و اديبان هم راهى اين اقليم شدند. گزارش شمس قيس رازى مبنى بر روى آوردنش به پارس، نمونهاى است از مهاجرت دانشمندان بدين اقليم. در پى اين مهاجرتها بود كه مكتب حكمي- كلامى فارس، اندكى ديرتر از سده 8ق اعلام وجود كرد. محققان نام 19 تن متكلم و حكيم وابسته به حوزه فارس (شيراز ) را برشمردهاند كه برجستهترين آنها عبارتند از قاضى عضدالدين ايجى (د756ق/1355م) ، سعدالدين تفتازاني(792ق/1390م)، مير سيد شريف جرجانى (د816ق/1313م)، جلالالدين دوانى (د908ق/1502م)، و خانواده فيلسوفان دشتكى ، يعنى امير صدرالدين دشتكى (د903ق/1498م)، پسرش غياث الدين منصور دشتكى (د948ق/1541م) و نوه امير صدرالدين، موسوم به مير صدرالدين دوم (د96 1ق/1554م) كه به قول كربن يك سلسله خانوادگى از فيلسوفان به شمار مىآيند (ص473). تامل در آثار متفكران وابسته به مكتب شيراز روشنگر اين حقيقت است كه ماهيت انديشه اين انديشمندان به گواهى آثارشان كلامى يا دست كم بيشتر كلامى است. البته «غلبه عنصر اشراق در تفكر فلسفى شيعى» نيز در اين مكتب شايان توجه است و از نهفته بودن «ريشه بسيارى از مبانى فلسفه صدرايى در مكتب شيراز » حكايت مىكند. سير انديشههاى كلامى در ايران، نشان مىدهد كه در مكتب شيراز ما نخست انديشههاى كلامى اشعرى سربرآورد و سپس انديشههاى كلامى شيعى، با تلاش قاضى عضدالدين ايجى كه كاز سرآمدان تحقيق و ژرف نگرى بود، و تاليف كتاب المواقف كه دائره المعارفى كلامى و حتى فلسفى است، كلامى اشعرى مورد توجه جدى قرار گرفت. بر اين كتاب حواشى و شروح بسيار نوشتهاند كه مهمتر از همه شرح مير سيد شريف جرجانى است كه مواقف را مفيدتر و خواندنىتر كرده است. ديگر بزرگان مكتب شيراز ، مثل علامه دوانى و خاندان دشتكى نخست اهل تسنن و مدافع و مروج كلام اشعرى بودهاند. كلام شيعى در پى گرايش برخى از بزرگان مكتب شيراز (دوانى و دشتكىها از غياث الدين منصور به بعد ) حضور خود را در اين مكتب اعلام كرد و اين سخن راست آمد كه «مكتب شيراز با تفكرات اشعرى آغاز مىشود و با تفكر شيعى ادامه و پايان مىيابد». (دوانى در رساله «نورالهدايه» حكايت تامل در باورهاى سنيانه خويش را به داورى عقل بيان مىكند و سرانجام از گراييدن خود به آيين تشيع ضمن اظهار ارادت به امامان دوازدهگانه (ع) سخن مىگويد. خاندان دشتكى هم از غياثالدين منصور به اين سو، جمله به مذهب تشيع مىگرايند و بدين سان ، كلام شيعه كه از مدتها قبل به علل مختلف ، از جمه گرايش سلطان محمد خدابنده به تشيع تحت تأثير علامه حلى رواج يافته بود. در مكتب شيراز جايگزين كلام اشعرى مىشود. گذشته از اين، شيراز در مقام «برج اوليا» ا ز اين بابت هم وضعى خاص داشت و در اوج سلطه تسنن، در آنجا تشبيع همواره مورد توجه بود. مكتب شيراز در حفظ فرهنگ و ادب و حكمت و كلام و انتقال آن به مكتب اصفهان نقشى ويژه ايفا كرد. چنين مىنمايد كه اگر مكتب افول نمىكرد و به اصفهان منتقل نمىشد و سير طبيعى خود را دنبال مىكرد ، نتايج بسيار مطلوب به بار مىآمد. مهمترين حاصل اين مكتب، ظهور صدر المتالهين (د1050ق/1640م) و پديد آمدن حكمتت متعاليه است. در پى بازگشت صدر المتالهين (حدود سالهاى 1020 تا 1022ق/1611تا 1613م) به شيراز دومين مكتب شيراز كه همانا مكتب فلسفه صدرايى است، در اين شهر شكل گرفت. |
||
|